|
این نیز بگذرد...
|
||
|
من و نوشته هایم در سرزمین لاله ها |
من می خوام یه قولی به شما بدم.شما هم باید یه قولی به من بدید.البته اگه من بخوام این قول رو به شما بدم باید قول بدید که شما هم به قولتون پای بند بمونید.مثل این قول و قرار های این روزها نباشه که تا طرف روشو بر می گردونه دیگه یادشون می ره چی به هم گفتن و چه قراری گذاشتن.تازه اگه من بخوام این قول رو به شما بدم شما باید اولش قبل از اون قولی که گفتم قول بدید که موضوع همین جا بین ما بمونه.آخه قولی که من به شما می دم رو حساب دوستی مونه.نمی شه به همین راحتی جای دیگه ای بازگو بشه.شایدم این قول یه جورایی یه راز باشه.نه از اون رازها که اگه کسی بفهمه زندگیش ویروون می شه.من کلا مخالف اینم که آدم ها یه چیزایی رو به هم می گن بعد هم به همه ی مقدسات و کائنات قسمت می دن که موضوع رو به کسی نگی.خوب اگه تا این حد فوق سری بود برای چی گفتیش.از قدیم گفتن در دروازه رو می شه بست اما در دهن مردم رو نمی شه...یاحرفت رو کجا شنیدی؟همون جایی که حرف مردم رو شنیدی...حالا به طور کلی منظورم اینه که بهتره شما هم از من نشنیده بگیرید...خواستید هم جایی بگید اسم من رو نیارید.درسته که ما همدیگر رو ندیدیم و نمی شناسیم اما بالاخره همین صفحه خودش یه جور شناسنامه س واسمون.یعنی ماها که تو این دنیای مجازی همدیگر رو می شناسیم استناد می کنیم به چیزهایی که این جا نوشته درست مثل شناسنامه.تو شناسنامه هر آدمی نوشته که اسم و فامیلش چیه و متولد چه روزیه و از این قبیل...حالا شما اول به من قول بدید ببینم چطور دوستایی هستید اصلا میشه رو قولتون حساب کرد...
بس که حرف زدم اصلا یادم رفت قرار بود چه قولی بهتون بدم و چه قولی ازتون بگیرم ! اجازه بدید کمی فکر کنم...م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م ...آهان یادم اومد می خواستم بهتون قول بدم وقتی خواستم شمع های روی کیک تولدم رو فوت کنم حتما برای سلامتی و موفقیت شما دعا می کنم.شما هم به من قول بدید که به کسی نگید که من سی و دو ساله شدم ! باشه؟
|
|