تبليغاتX
این نیز بگذرد... - این هلندی ها-قسمت سوم
من و نوشته هایم در سرزمین لاله ها

این ماجراهای هلندی ها مثل اینکه خیلی مورد اقبال عمومی قرار گرفته.دوستای زیادی از من خواستن که ادامه بدم.با تشکر از همه شما این هم ماجراهای این بار:

این عکس هم میدون"بولینگ" در شهر آیندهوون هست.عکاس هم خوده بنده!

 

Bowling SQ

 

قبل از هر چیزی بگم که استثنا در همه جای دنیا وجود داره.این چیزا که من درباره هلندی ها می نویسم اون چیزیه که عمومیت داره ولی صد در صد نیست.

هلندی ها هیچوقت دروغ نمی گن!حتی اگه گفتن حقیقت به ضررشون تموم بشه.برای همین خیالت راحته که اگه یه هلندی یه چیزی رو بهت بگه دیگه نباید پیگیری کنی ببینی راست گفته یا نه.یعنی آدمای خیلی رکی هستن.چیزی به نام تعارف هم که ابدا ندارن.

حس انسان دوستی در این ها خیلی زیاده و در عین حال انسان های کم توقعی هستند.دوستی تعریف می کرد که از محل کارم اومدم بیرون و دیدم که ماشینی با من تصادف کرده  و راننده هم فرار کرده.ناراحت و ناچار سوار ماشینم شدم که خانمی به شیشه زد و گفت من ساکن این خونه ای هستم که ماشین تو جلوی اون پارک بود و این هم شماره ماشینی که با تو تصادف کرده.دوستم می گفت که از خوشحالی نمی دونستم چی کار کنم و به اون همسایه مهربون گفتم که من چه جوری می تونم این محبت شما رو جبران کنم و اون خانم با لبخند گفت:اگه تو هم جایی چنین اتفاقی رو دیدی همین کاررو بکن!

یعنی به خاطر کاری که برای کسی انجام می دن توقع تشکر و گل و هدیه و این چیزا ندارن.حتی من برخورد داشتم که اگه خیلی ازشون تشکر کنی بیچاره ها یه کم گیج می شن.

هلندی ها اصلا و ابدا مغرور نیستن.برعکس تصوراتی که شاید ما نسبت بهشون داریم اونا خاکی و مهربونن.هیچوقت به خونه،ماشین،قیافه،تیپ ،شغل،مقام یا پولشون نمی نازن.یعنی اصلا مرتبه اجتماعی و مقام یه نفر تاثیری در دید دیگران نسبت به اون آدم نداره.دکتر،مهندس ،استاد دانشگاه و ...می بینی که با وجود داشتن آخرین مدل اتومبیل با دوچرخه می ره سر کار و بر می گرده.چون معتقده که ورزشه خوبیه و راهیه برای جلوگیری از ترافیک!

خب البته همین طور هم با تو رفتار می کنن.اگه مثلا بیان خونت و تو هم چندین و چند مدل غذا براشون درست کنی و خیلی هم مهمون نوازی کنی دست آخر بهت می گن"ممنون از پذیرایی و غذا"،همین!حالا شما در نظر بگیرید توی ایران یه هلندی همچین کاری بکنه تا صد سال بعد از مرگش هم پشت سرش حرف می زنن!!

هلندی ها توی دوچرخه سواری مهارتی دارن که فقط باید ببینید.من صبح ها خانم هایی رو می بینم که دو تا بچه روی دوچرخه شون دارن و یه کالسکه هم به پشت اون بستن و خودشون هم یه کیف بزرگ به کولشونه و خیلی راحت توی باد و بارون رکاب می زنن! بچه های کوچیک و حتی پیرمرد و پیرزن های هفتاد ،هشتاد ساله توی خیابون با دوچرخه این ور اون ور می رن.

هلندی ها انسان های نازنازی نیستن.خیلی واقع بین هستند.همسایه خواهرم-خدا رحمتش کنه- که به سرطان دچار بود روزی به خواهر من گفته بود "من همه ی کارهام رو انجام دادم و منتظرم،هر وقت زمان مرگم برسه من آماده ام"!

من خودم برنامه ای توی تلویزیون دیدم که خانمی دو تا بچه معلول داشت و با همسرش و همون دوتا بچه که روی ویلچیر نشسته بودن اومده بود کنار دریا و به گزارشگر می گفت"من بهترین لحظات رو دارم،یه همسر خوب و دو تا بچه ی مهربون و خوشگل،من دیگه چیزی از خدا نمی خوام".شاید باورش برای ما ها خیلی سخت باشه.ولی اینا این جورین.زندگی رو برای خودشون سخت نمی کنن...

 

خب دیگه فکر کنم برای این بار کافی باشه.تا دفعه بعدی...

 

نوشته شده توسط مهنوش در ساعت 12:45 | لینک  |