تبليغاتX
این نیز بگذرد... - باز هوای وطنم...
من و نوشته هایم در سرزمین لاله ها

باز هوای وطنم

وقتی خیلی بچه  بودم فکر می کردم"خارج" یه جاییه مثلا مثل اصفهان!وقتی می شنیدم که فلانی رفته خارج یا از خارج اومده هیچ احساس خاصی به من دست نمی داد.یه کم که بزرگتر شدم میون آلبوم های قدیمی خونه مون یه آلبومی رو پیدا کردم که پر بود از عکس های قدیمی سال های اول زندگی پدر و مادرم در انگلیس.به همین دلیل فکر می کردم "خارج" یعنی همون "انگلیس".با دیدن اون عکس ها و دیدن بعضی منظره های بکر و جذاب  دلم می خواست حتما برم "خارج" .دیگه تو خیلی از بازی های بچگانه مون مثل آب خوردن می رفتیم خارج و برمی گشتیم.حتی یه زبون الکی از خودمون ساخته بودیم که یعنی ما "خارجی" هم بلدیم.به مدرسه که رفتم فهمیدم به جز ایران خودمون نه تنها کشورهای دیگه بلکه قاره ها و سرزمین های زیاد دیگه ای روی کره زمین وجود داره.از همون سال ها، هیجان شناخت دنیایی غیر از مرزهای کشورم در من ریشه کرد.این احساس و ریشه در من رشد کرد و دیگه می دونستم "خارج" یعنی چی و کجا.

 

ولی امروز با تمام اطلاعاتی که دارم می تونم بگم :"خارج" اونجاییه که تو هر کاری کنی نمی تونی "ریشه" بدوونی.شاید یه گیاه سرسبز و زیبا باشی و همه از دیدنت به به و چه چه کنن اما نمی تونی ریشه های خودت رو توی اون خاک پیدا کنی.

این رو برای همه اونایی می گم که فکر می کنن "اینور" خیلی بهتر از "اونوره"!گرچه شاید مفاهیم زندگی در این سوی آب ها با اون چیزی که ما توی خاکمون می شناختیم زمین تا آسمون فرق کنه اما خیلی هم آسون نیست که خودت رو با این مفاهیم وفق بدی.خلاصه که خیلی طول می کشه که تو به همه ی این تفاوت ها عادت کنی و ازشون لذت ببری.

به قول شاعر...به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است...

دارم می رم به دیدار سرزمینی که همه ریشه هام توی خاک اونجا شکل گرفتن و باقی موندن...

برامون دعا کنید...یه سه چهار هفته ای نخواهم بود...

موفق و شاد باشید 

 

توضیح کوچولو:من از این ترانه تو بچگی هام خیلی خاطره دارم.باهاش می رم به یه دنیای دیگه...ولی شما می تونید اون رو قطع کنید به کمک همون صفحه ای که...دیگه می دونید دیگه!

 

نوشته شده توسط مهنوش در ساعت 23:34 | لینک  |