تبليغاتX
این نیز بگذرد... - کمی لبخند!
من و نوشته هایم در سرزمین لاله ها

سلام همراهان مهربون!

تا حالا شده پشت تلفن هول بشید و یه چیزایی بگید که بعدا شرمنده بشید مثلا:

Ryan

-روزتون بخیر.ببخشید "متصدی" اوقات شریف شدم!

یا:    کی تشریف میارید؟   -ما ایشالله فردا" تشریف" میاریم!

یا:    فرمودید چه ساعتی زنگ بزنم؟      -"فرمودم" ساعت ۹ !

یا:    -آخه این چه حرفیه، اینهمه آدم "عالق و باغل" !! نمی تونید یه تصمیم مشترک بگیرید!

یا:    -خودش به من گفت کار خودشه.دیروز تو دادگاه" اغراق" کرده!!

یا:     امری ندارید؟        -خیر،"امری" نیست!

روی answering machine تلفن یه خونه ای هم این پیغام بود:"شما با منزل "جناب آقای...."تماس گرفته اید!!"

یه روز هم یک نفر داشت برای من جریان سوختن دستش رو با آتش تعریف می کرد گفت:"خوشبختانه تو ماشین یک" گالری" آب داشتم،فورا آوردم و ریختم روی دستم!!!"

یه روز هم یکی از بزرگای فامیل به یه بچه ای عیدی داد ،بچه خواست تعارف و تشکر کنه گفت:"نه خیلی ممنون قابل نداره!!!"

یک بار هم توی یک جمعی یه بنده خدایی یه حرفی زد ،یه بنده خدای دیگه ای اومد خودشیرینی کنه با عصبانیت گفت:"هی آقا در جایی که جناب دکتر تشریف دارن این غلط های زیادی به شما نیومده!!!"

تجربه متفاوتی دارید؟اگه هست بنویسید تا با هم "کمی لبخند" بزنیم.

عکس: رایان(عشق خاله)-داره میشه ۱ ساله!!!

نوشته شده توسط مهنوش در ساعت 11:37 | لینک  |